یلدا94
نیکا جون عشق مامان؛ شب یلدای امسال شما دقیقا 2سال و 5ماه و 13 روزت بود و سومین یلدایی بود که در کنار من و بابایی بودی.من چون زیاد بافتنی بلد نیستم با عشق تمام برای اولین بار این پاپوش و هدبند برای تو که همه ی زندگیمی بافتم. شما هم که آخر ذوق و احساسی می گفتی مامان این و داری برای من می بافی دست درد نکنه.بعد همش ژس می گرفتی و می گفتی از من عکس بگیر.خوشگل شدم؟ دورت بگردم هندونه شیرین من مثل یه دسته گل شدی ؟ امسال شب یلدا ما خونه باباحاجی ومامان جون بودیم و خیلی خوش گذشت... گل من بقیه ماجرای این شب به یاد موندنی لطف کن برو ادامه مطلب ببین... اول من و تو رفتیم تو اتاق موهات قش...
نویسنده :
مامان و بابا
18:48









